بسم الله الرحمن الرحیم
فَلَمَّا رَأَى اللَّهُ صِدْقَنَا أَنْزَلَ بِعَدُوِّنَا الْكَبْتَ وَ أَنْزَلَ عَلَيْنَا النَّصْرَامروز سالروز #جنگ_بدر است؛ اولین جنگ تاریخی و مهم اسلام. امیرالمومنین(ع) آن جنگ‌ها را چنین توصیف می‌کند: ما با رسول الله بوديم. آن قتال‌ها بر ما نمى‌‌افزود جز ايمان و تسلیم، و ادامه دادن مسیر، و شکیبایی بر تلخی دردها، و جدیتِ هرچه‌بیشتر در جهاد با دشمن. گاه تنى از ما و تنى از سپاه دشمن به يكديگر مى‌‌جستند، و چون دو گاو نر سر و تن هم را مى‌‌خستند. هر يك مى‌خواست جام مرگ را به ديگرى بپيمايد، و از شربت مرگش سيراب نمايد. گاه ما بر دشمن غلبه می کردیم و گاه دشمن بر ما. چون خداوند صدق ما را دید، نکبت را بر دشمن و نصرت را بر ما نازل فرمود

وَ لَقَدْ كُنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص نَقْتُلُ آبَاءَنَا وَ أَبْنَاءَنَا وَ إِخْوَانَنَا وَ أَعْمَامَنَا مَا يَزِيدُنَا ذَلِكَ إِلَّا إِيمَاناً وَ تَسْلِيماً وَ مُضِيّاً عَلَى اللَّقْمِ وَ صَبْراً عَلَى مَضَضِ الْأَلَمِ وَ جِدّاً فِي جِهَادِ الْعَدُوِّ. وَ لَقَدْ كَانَ الرَّجُلُ مِنَّا وَ الآْخَرُ مِنْ عَدُوِّنَا يَتَصَاوَلَانِ تَصَاوُلَ الْفَحْلَيْنِ يَتَخَالَسَانِ أَنْفُسَهُمَا أَيُّهُمَا يَسْقِي صَاحِبَهُ كَأْسَ الْمَنُونِ فَمَرَّةً لَنَا مِنْ عَدُوِّنَا وَ مَرَّةً لِعَدُوِّنَا مِنَّا. فَلَمَّا رَأَى اللَّهُ صِدْقَنَا أَنْزَلَ بِعَدُوِّنَا الْكَبْتَ وَ أَنْزَلَ عَلَيْنَا النَّصْرَ … (نهج البلاغه)

امروز مردم در صحنه آمده‌اند و جانانه در برابر دشمن غدار ایستاده‌اند؛ و خداوند ان‌شاء الله نظاره‌گر صدق ماست؛ که اگر صدق ما را ببیند نکبت را بر دشمن و نصرت را بر ما جاری خواهد ساخت.

در تدبرهای روزانه‌ام امروز سوره فیل را آغاز کردم، چرا که اگر ابرهه آن زمان برای نابودی پایگاه اصلی توحید از نقطه‌ای دور به سوی مکه لشکر کشید، امروز هم ملعونی از جنس ابرهه برای نابود کردن ایران به عنوان پایگاه اصلی توحید لشکر کشیده است؛ و ما رب شتران خویشیم؛‌ و ربّ‌البیت خود می‌داند چه کند!* وقایع چند روز گذشته، در عین حال که بسیار دردناک بود، اما شاگردان مکتب حضرت زینب سلام‌الله علیها در مصیبت‌های عظیم جز زیبایی نمی‌بینند. از زیبایی‌ها این بود که: دلمان سوخت؛ آتش گرفت؛ ‌و دل سوخته به خدا نزدیک است. الحمدلله که دشمن ما باز حماقت کرد. در آستانه #شب‌های_قدر دلمان را سوزاند، ما را در تنگنا قرار داد، بر ما سخت گرفت تا به خود آییم. کسی را که بسیاری از ما به او امید بسته بودیم از ما گرفت تا امیدمان تنها به جانب خدا برود. پناه‌های آشکار‌مان را زد، تا ان شاء الله دلها هرچه بیشتر متوجه آن پناه‌گاه غایب شود. ما را #مضطر کرد، بلکه از مضطر حقیقی یاد کنیم و برای آمدن او «أَمَّنْ يُجيب‌» بخوانیم.گویی یادمان رفته بود که #منتظر کسی بوده‌ایم، و این یادآوری اگرچه دردناک بود، اما بس زیبا و آرامش‌بخش است.شب‌های قدر در پیش است؛ همتی کنیم که خداوند #تقدیری که بیش از هزار سال منتظرش هستیم را برای همین سال پیش رو رقم بزند. ان شاء الله تعالی. *پی‌نوشت: حضرت عبدالمطلب از ابرهه خواست که شتران وی را که لشکرش مصادره کرده بودند به وی پس دهد. ابرهه گفت از ممن برای شترانت درخواست می‌کنی و برای کعبه درخواستی نمی‌کنی؟ گفت: «أَنَا رَبُّ الْإِبِلِ وَ لِهَذَا الْبَيْتِ رَب‌: من ربّ و صاحب این شترها هستم و این خانه هم ربّ و صاحبی دارد.»

دکتر حسین سوزنچی | شنبه ۱۷ رمضان ۱۴۴۷ (سالروز جنگ بدر)