حمله وحشیانه دیروز اسرائیل به لبنان، آن هم درست در ساعات اولیه از اعلام آتشبس دو هفتهای بین ایران و آمریکا حاوی معانی و پیامهای مهمی از سوی اسرائیل به منطقه و جامعه جهانی است. علاوه بر اینکه، این حمله بسیار گسترده بوده و با هدف ترور دبیرکل حزب الله لبنان و برخی شخصیتهای لبنانی انجام شد، هر چند از این جهت ناموفق بود، اما قریب به هزار نفر زخمی و شهید برجای گذاشت.
هدف اول: تلاش برای برهم زدن هر توازن جدید
وقتی احتمال توافقی میان واشنگتن و تهران مطرح میشود، اسرائیل احساس میکند ممکن است فشار بر ایران کاهش یابد یا نفوذ گستره ایران در منطقه دوباره ساماندهی شود. به همین دلیل، این حمله بهعنوان پیامی روشن اینگونه تفسیر می شود که: «اجازه داده نخواهد شد این توافق بدون ایجاد واقعیت میدانی جدیدی عملیاتی شود».
هدف دوم: بستن راه «کاهش تنش»
هر توافقی معمولاً به معنای نوعی آرامش نسبی است. اما حمله گسترده دقیقاً برعکس این را نشان میدهد. بالا بردن سطح تنش پیش از آنکه هرگونه آرامشی تثبیت شود؛ گویی میگوید میدان همچنان باز است، فارغ از هرگونه تفاهم سیاسی. وجود اسرائیل مبتنی بر تنش، جنگ و ناآرامی است.
هدف سوم: فشار بر ایران از طریق صحنه لبنان
لبنان یکی از میدانهای اصلی در موازنه قدرت منطقهای به شمار میرود. وقتی به این شکل هدف قرار میگیرد، این فقط یک پیام داخلی نیست، بلکه فشاری غیرمستقیم بر ایران نیز محسوب میشود که یا ضربآهنگ اوضاع را کنترل کند، یا اینکه تشدید تنش به حوزههای نفوذش در منطقه نیز خواهد رسید.
هدف چهارم: تثبیت نقش اسرائیل بهعنوان بازیگری مستقل
این حمله همچنین پیامی برای خود واشنگتن دارد. اینکه اسرائیل لزوماً به هر مسیر کاهش تنشی که ملاحظات امنیتیاش را در نظر نگیرد پایبند نخواهد بود و حتی در بحبوحه مذاکرات بزرگ نیز بهطور مستقل اقدام می کند.
هدف پنجم: بالا بردن سقف مذاکره
در سیاست، گاهی آتش برای بهبود شرایط مذاکره به کار میرود. حملهای در این ابعاد میتواند تلاشی برای بالا بردن سقف پیش از تثبیت هر توافقی باشد؛ بهگونهای که طرفها در حالی پای میز مذاکره بنشینند که تحت فشار میدانی بیشتری قرار دارند.
دکتر سیدهادی ساجدی
معاون بینالملل دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام