زن در ایام جنگ، به وظیفه انسانی خود می اندیشد نه «سهم خواهی های جنسیتی» . در خدمات اجتماعی و فرهنگی اش، در فعالیت های علمی و اقتصادی اش، بسان یک انسان در متن جامعه فعال است نه با صبغه جنسیتی اش.
البته این حضور فراجنسیتی، نیازمند نگاهی فاخر و اصیل به هویت انسانی زن است که به جای نگاه جنسیتی به زن، هویت انسانی بازآفرینی جامعه را به زن به مثابه انسان می دهد، به مثابه انسان تربیت کننده.
این نوع نگاه، موهبتی است که خمینی کبیر ره به زن ایرانی هدیه داد تا زنان نه به عنوان «بخشی از جامعه» بلکه به عنوان «کل جامعه» دیده شوند و از حاشیه به متن وارد شوند.