ثار؛ ضامن حیات، استمرار عدالت و عهدی که با خون شهیدان بسته میشود
خون، در منطق قرآن و مکتب اهلبیت علیهمالسلام، تنها مایعی جاری در رگ انسان نیست؛ خون، حقیقتی است که اگر به ناحق بر زمین ریخته شود، وجدان تاریخ را به مطالبه عدالت فرا میخواند.
از همین رو، اسلام نه تنها خون مظلوم را بیصاحب نگذاشت، بلکه برای آن «طالب» و «ثار» قرار داد تا هیچ ستمگری گمان نکند که با کشتن یک انسان، حقیقت را نیز کشته است.
قرآن کریم در یکی از عمیقترین گزارههای حقوقی و اجتماعی خود میفرماید: «وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ». حیات جامعه در قصاص است، زیرا جامعهای که قاتل را از پیامد جنایت مصون بدارد، امنیت را از دست خواهد داد، اما جامعهای که خون مظلوم را دارای حرمت و مطالبه بداند، پیش از آنکه خون دیگری بر زمین ریخته شود، دست جنایتکار را خواهد لرزاند.
بنابراین، قصاص پایان حیات نیست؛ آغاز حیات اجتماعی و تضمین امنیت انسانهاست.این حقیقت را امیرمؤمنان امام علی بن ابیطالب با بیانی جاودانه در خطبه 105 نهجالبلاغه چنین ترسیم میکند:« أَلَا وَ إِنَّ لِكُلِّ دَمٍ ثَائِراً وَ لِكُلِّ حَقٍّ طَالِباً وَ إِنَّ الثَّائِرَ فِي دِمَائِنَا كَالْحَاكِمِ فِي حَقِّ نَفْسِهِ وَ هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا يُعْجِزُهُ مَنْ طَلَبَ وَ لَا يَفُوتُهُ مَنْ هَرَبَ.» بدانيد، كه هر خونى را طلب كننده خونى است و هر حقى را جوينده اى. آنكه به خونخواهى ما بر مى خيزد، در ميان شما چنان داورى كند كه گويى در حق خود داورى مى كند.
در فرهنگ شیعه، ثار به عالیترین مرتبه خود در نهضت امام حسین بن علی رسید. خون سیدالشهدا نه برای انتقام، بلکه برای زنده ماندن اسلام ریخته شد و از همین رو، خونخواهی او نیز به معنای استمرار مبارزه با ظلم، فساد و استکبار در طول تاریخ تفسیر شد.
شعار «یا لثارات الحسین» اعلام جنگ با انسانها نیست؛ اعلام وفاداری به عدالت و نفی مشروعیت ستم است.
اکنون که رهبر این امت در مسیر دفاع از استقلال، عزت و آرمانهای دینی به شهادت رسید، خون او از دایره یک مصیبت شخصی فراتر میرود و به امانتی تاریخی در گردن نسلهای بعد تبدیل میشود. اگر رهبر شهیدی به دست دشمنان کشته شود، خون او خاموش نمیشود؛ بلکه به نیرویی برای بیداری، مقاومت و مطالبه عدالت تبدیل خواهد شد.
این همان حقیقتی است که قرآن آن را «حیات» نامید و امیرمؤمنان آن را «ثار» خواند.
ثار، در اندیشه اسلامی، دعوت به خشونت بیضابطه نیست؛ بلکه اعلام این اصل است که هیچ تجاوزی نباید بیپاسخ بماند و هیچ قاتلی نباید خود را فراتر از عدالت بداند. جامعهای که خون شهیدان خود را فراموش کند، راه را برای تکرار جنایت هموار میکند؛ اما ملتی که خون شهید را عهدی برای استمرار عدالت بداند، حیات خود را تضمین کرده است. هنگامی که خداوند خود را خونخواه مظلوم معرفی میکند، معنایش آن است که عدالت هرگز با گذر زمان فرسوده نمیشود و هیچ جنایتی با قدرت، تبلیغات یا فراموشی مشروعیت نمییابداز این منظر، خونخواهی شهید، نه پایان یک نبرد، بلکه آغاز مسئولیتی تاریخی است؛ مسئولیتی که هدف آن نه انتقام، بلکه تحقق همان وعده الهی است که فرمود: «وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»ای صاحبان خرد! برای شما در قصاص مایه زندگی است، باشد که [از ریختن خون مردم بدون دلیل شرعی] بپرهیزید.(بقره/179)
🖌 دکتر زهرا روح اللهی امیری