شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴ (دهم ماه مبارک رمضان ۱۴۴۷ ق.) بزرگترین رویداد تاریخ معاصر جهان پس از پیروزی انقلاب اسلامی در زمینی از تبار کربلا رخ داد و بزرگمردی از تبار سیدالشهداء به دست نامردانی از تبار یزید در نهایت مظلومیت به شهادت رسید.
این رویداد که خود نیز از تبار عاشورا بود، از یک سو غمبارترین رویداد تاریخ معاصر کشورمان را رقم زد و از سوی دیگر نیز، بزرگترین حماسه را در این بازه عینیّت بخشید.
اکنون در عصر عاشورایی آن سوگ و حماسه، خیمهگاه سپاه آن زعیم شهید، گاه با حمله و غارت و آتش ناپاکترین حاکمان تاریخ معاصر جهان میسوزد ولی ستایش خدای را که خرگاه زشتسیرتان نیز از تیغ برنده شیربچههای حیدری در امان نیست.
آن چه مردم نجیب و شریف و فهیم کشورمان در این سه روز اخیر به نمایش گذاشتند، آن چه جوانان غیور صبور فکور ما در این سه روز با سرپنجه ابتکار خودجوش خود رسم کردند، آن چه رزمندگان مظلوم و مقتدر بدون فرمانده ما در این چهار روز در ترکیب غیرت و عزت ایرانی و معرفت و عرفان ایمانی پدید آوردند، آن چه از همدلیهای باورنکردنی و ستودنی مردمان عزیزمان در این روزها رؤیت و روایت شده است، آن چه از مجاهدت خاموش و بیمانند دولتمردانمان و همدلی قوای سه گانه در این ایام به چشم آمده است، همه و همه بیتردید از درخشانترین و ماندگارترین صفحات تاریخ چند هزار ساله کشور ماست.
اکنون در اوج این کارزار که در یک سو جگرگوشههایمان از کودک دبستانی تا مردانی با بیش از هشت دهه زندگی در مقابل دیدگانمان پرپر میشوند و در دیگر سو، رزمندگانمان با اقتداری غرورآفرین لرزه بر اندام خصم میاندازند و لبخند شادی بر لبان حقخواهان جهان مینشانند و در سویی دیگر برخی دلسوختگان، مویهکنان با اشک چشم آتش دل خاموش میکنند، باید بدانیم و بپذیریم که زمانه دگرگون شده و بر خلاف محرم سال ۶۱ ق.، روایت زودهنگام آن چه بر ما میگذرد بخشی از نبرد دیرینه حق و باطل است.
امت امام شهیدمان اکنون خود به مثابه “کنتم خیر أمة أخرجت للناس” نقش امامت بر دوش گرفته و حجت را برای این فراخوان بر همه تمام کرده است که از ساحت عزا به ساحت غزا پا نهیم و با جامه سوگ به جامعه و سوق قدم گذاریم و رزمندگان غریب عزیزمان را و رهبر شهیدمان را تنها نگذاریم.
اکنون برای ما که هنوز اجازه و امکان سلاح در دست گرفتن برایمان فراهم نیامده، فرض است که قلم در دست بگیریم و در رثای امام شهیدمان بنویسیم.
فرهنگنامههای عربی رثا و مرثیه گفتن را به دل سوزاندن برای و گریستن بر کسی که از دنیا رفته و همزمان ستودن او (كتاب العين ؛ ج۸ ؛ ص۲۳۴ و یا برشمردن نیکیهای او (الصحاح ؛ ج۶؛ ص۲۳۵۲) معنی کردهاند. ستودن زعیم شهیدمان (واژه زعیم دلالت بر توانمندی دارد؛ ر. ک. الفروق فی اللغه، در تفاوت بین رئیس و زعیم، ص ۲۰۲) تنها نگاشتن چکامههایی پر اشک و آه و یا برشمردن نیکخصالیهای او نیست، بلکه برشمردن چگونگی بسط وجودی او در امت پیرو او و تبیین اندیشهها و راه و مرام و یادگارهای او و حتی اندیشیدن در باره چگونگی پایدار ساختن مکتب او و سرعت بخشیدن به نکبت دشمنان او و هشدار دادن در باره پیچیدگیهای کید سردمداران فاسد جهان و هوشیاری ما برای چگونگی بیاثر کردن آنها و نشان دادن پیامدهای موقعیت کنونی و افقهای روشن آینده هم هست.
همه دوستان و همراهان عزیز به ویژه اعضای خانواده بزرگ تاریخ در دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام و در دیگر مراکز آموزشی حوزهای و دانشگاهی را به همیاری فرا میخوانم.
۱۳ اسفند ۱۴۰۴
محسن الویری