به قلم: حجتالاسلام و المسلمین میرزایی (دبیر علمی انجمن علمی تاریخ اجتماعی شیعیان (فائزون))
مقدمه و آغاز جلسه:
نشست نقد و بررسی کتاب «تاریخ تمدن»، از مجموعۀ «موسوعه معارف شیعه» با حضور مؤلف اثر حجتالاسلام و المسلمين دكتر محسن الویری و ناقدان برجسته دکتر صفری فروشانی و حجتالاسلام و المسلمين دكتر حمیدرضا مطهری در دانشگاه باقرالعلوم(ع) برگزار شد.
در ابتدای این جلسه که به همت انجمن علمی تاریخ اجتماعی شیعیان (فائزون) دانشگاه باقرالعلوم (علیه السلام) و با همکاری انجمن تاریخپژوهان و انجمن مطالعات تمدنی حوزه علمیه ترتیب یافت. آقای محسن حمیدی، دبیر جلسه، ضمن تبریک اعیاد شعبانیه و روز جوان، به معرفی اجمالی فعالیتهای انجمن فائزون پرداخت.
وی اشاره کرد که این انجمن با رویکردی تمدنی در پی تبیین زیست اجتماعی شیعیان است و کتاب حاضر نیز در همین راستا، بهعنوان بخشی از کلانپروژه «موسوعه معارف شیعه» (تحت اشراف حجة الاسلام و المسلمين دكتر سبحانی) می باشد که تاکنون ۱۱ مجلد از آن به زیور طبع آراسته گردیده است.

تبیین مبانی نظری توسط مؤلف:
در بخش نخست، دکتر الویری به بیان انگیزهها و مبانی نگارش کتاب پرداختند و با تأکید بر لزوم ترویج فرهنگ نقد و رواداری در فضاهای علمی و حوزهای، دو نکته کلیدی را درباره اثر خود مطرح کردند.
نخست، ضرورت حرکت به سمت “نهضت دایرهالمعارفنویسی” برای مکتب اهلبیت(ع)؛ به این معنا که گامهای علمی بزرگ پس از انقلاب، باید در قالب مجموعههای منسجم و با مخاطب جهانی تدوین شود.
دوم، ارائه تصویری از “حیات تمدنی شیعیان” که اگرچه بخشی از تمدن اسلامی است، اما هویتی متمایز دارد.
دکتر الویری معتقد است برخلاف تمدن کلی اسلامی که دچار فراز و فرود شده و در دوره پایانی خود به محاق رفته، حیات تمدنی شیعه همواره سیری صعودی و بالندگی متداوم داشته است. ایشان همچنین اشاره کردند که این اثر با رویکردی دانشنامهای و در نهایت ایجاز نگاشته شده، به گونهای که هر بند آن میتواند موضوع یک یا چند رساله علمی باشد.

نقد اول: روششناسی، تعاریف و دورهبندی (دکتر صفری فروشانی)
در ادامه، جناب دکتر صفری فروشانی به نقد اثر پرداختند و ضمن ستودن اشراف و مهارت دکتر الویری، به چند چالش اساسی اشاره کرد:
-ابهام در عنوان و تعاریف:
دکتر صفری معتقد بود عنوان “تاریخ تمدن” بدون قید “شیعه”؛ برای نمایهسازی و جستجوی محققان کافی نیست. همچنین تعریف ارائه شده از تمدن در کتاب (انباشت توسعهیافته مناسبات انسانی) را کلی و مبهم دانست و بر لزوم تفکیک دقیقتر میان تمدن و فرهنگ تأکید کرد.
-نقد واژه “خُردهتمدن” :
وی مخالفت صریح خود با به کار بردن واژه “خُردهتمدن” برای تشیع را اعلام کرد و آن را، نوعی کوچکانگاری تمدن عظیم شیعه دانست.
-چالش دورهبندی:
دکتر صفری با نقد مدل دورهبندی پنجگانه کتاب، بهویژه دوره پنجم (عصر چالش هویتی در رویارویی با غرب)، پرسید که چرا دورههایی مانند افشاریه و زندیه که مواجهه جدی با غرب نداشتند، ذیل این عنوان قرار گرفتهاند.
-فقدان پیشینه و خلأهای بصری:
ایشان از عدم اشاره به برخی آثار پیشین مانند کتابهای دکتر ولایتی یا مجموعه مقالات کنگره نقش شیعه (تحت اشراف آیتالله مکارم شیرازی) گِله کرد و یادآور شد که کتاب از نظر نقشه، نمودار و ابزارهای بصری بسیار فقیر است.

نقد دوم: ساختار، عناوین و رویکردهای تاریخی (دکتر مطهری)
سپس دکتر حمیدرضا مطهری از زاویهای دیگر به نقد کتاب پرداختند و ضمن تمجید از قلم روان و توصیفات دقیق کتاب (مانند توصیف جامع شیخ صفیالدّین اردبیلی در چند سطر)، به موارد زیر اشاره کرد:
-انضمامی نبودن مباحث تمدنی:
دکتر مطهری هشدار داد که مباحث تمدنپژوهی در قم در حال فاصله گرفتن از واقعیتهای تاریخی و تبدیل شدن به مباحث انتزاعی یا حتی “ضد تاریخی” است، در حالی که کتاب دکتر الویری سعی کرده پیوند با تاریخ را حفظ کند.
_اشکالات ساختاری:
وی به عدم کدگذاری عناوین و ناهماهنگی در توازن مطالب اشاره کرد؛ برای نمونه، درج دقیق تواریخ برای برخی حکومتها و حذف آن برای برخی دیگر، یا تقدم و تأخر نامناسب علومی مانند تاریخنگاری نسبت به فقه و کلام.
_نقد محتوایی دورهها:
دکتر مطهری بازۀ زمانی “عصر هویتیابی” (تا پایان غیبت صغری) را بسیار طولانی دانست و پیشنهاد کرد این دوره حداکثر تا عصر امام رضا (ع) و شکلگیری نخستین مظاهر تمدنی شیعه در نظر گرفته شود. همچنین وی به لزوم حذف واژه «خردهتمدن» و جایگزینی آن با «تمدن شیعی» تأکید ورزید.

پاسخهای مؤلف و مباحثه پایانی:
در بخش پایانی، دکتر الویری در پاسخ به انتقادات مطرح شده، با سعهصدر به تبیین دیدگاههای خود پرداخت.
ایشان تأکید کرد که بسیاری از موارد مانند عنوان کتاب یا نبود پاورقی، ناشی از استانداردهای ناشر و محدودیتهای حجم در مجموعۀ “موسوعه معارف شیعه” بودهاست.
وی درباره واژۀ “خُردهتمدن” توضیح داد که این یک اصطلاح جامعهشناختی برای نشان دادن نسبت “جزء به کل” است و هیچ بار تحقیرآمیزی ندارد، هرچند به دلیل حساسیتها در اکثر فصول اصلاح شدهاست.
در ادامه، پرسش و پاسخهایی میان حضار و اساتید شکل گرفت، که دکتر الویری به ویژه در پاسخ یکی از نقدها در باره قرار گرفتن منابع غیرمرتبط در دوره گسترش حیات تمدنی شیعه (از حمله مغول تا صفویه)، ضمن دفاع از ماهیت تاریخی این آثار در بستر کلامی آن دوران، اشاره کرد که این بخش بر اساس رساله دکتری ایشان و با اشراف کامل بر منابع مکتوب آن عصر نگاشته شدهاست.
در پایان، دکتر صفری فروشانی با نگاهی انتقادی به برخی گزارههای تاریخی کتاب، مواردی همچون نحوه بیعت با امام حسن (ع)، نقش زنان در دورههای پیش از صفویه و تشکیک در شیعهبودن برخی دولتها مانند “إدریسیان” را مطرح کرد که با استقبال مؤلف برای بررسی در ویرایشهای آتی مواجه شد.
این نشست با تأکید بر ضرورت ادامه گفتگوها میان اهالی تاریخ و تمدنپژوهان و با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد به پایان رسید.
