هر چند وجه امنیتی وقایع اخیر خیلی پر رنگ بود و کودتای حساب شده ولی ناکام امریکایی صهیونیستی با پشتوانه برنامه ریزی و پشتیبانی عمیقی به میدان آمده بود، اما از خودگریزی در فضای فکری و دانشگاهی تا ناتوانی در گفت‌وگوی اصیل با نسل جوان، از کنشگری نوظهور نوجوانان و مطالبه حق سوژه‌بودن تا مهار میدانی بحران و تداوم ریشه‌های هویتی آن؛ همه این‌ها نشانه یک مسئله عمیق‌تر است: گسست معنا، ضعف زبان، و فاصله نخبگان از زیست واقعی جامعه. کنترل بحران و شکست این کودتای سنگین ممکن شد، اما مسأله نسل جوان بدون بازسازی گفت‌وگو، هویت و اعتماد، مسئله همچنان پابرجاست.

تحلیل فتنه اخیر در چارچوب جنگ ترکیبی و حکمرانی شبکه‌ای: پیوند تهدیدات بیرونی و آسیب‌های درونی

دکتر نعمت الله کرم اللهی؛ رئیس دانشکده فرهنگ، علوم اجتماعی و رفتاری
خلاصه بحث

دکتر کرم‌اللهی در تحلیل فتنه اخیر، با اشاره به شباهت‌هایی با حوادث سال‌های ۸۸، ۹۸ و ۱۴۰۱ تأکید کرد: رخداد اخیر از حیث گستره، پیچیدگی و سطح هماهنگی، دارای ابعادی متفاوت و کم‌سابقه است و نمی‌توان آن را با تحلیل‌های ساده توضیح داد. به گفته وی، کشور در وضعیتی شبیه به «جنگ احزاب» قرار گرفته است؛ وضعیتی که در آن، ظرفیت دشمنان خارجی با همراهی عوامل داخلی بسیج شده‌اند.

وی با به‌کارگیری استعاره «مگس و زخم» اظهار داشت: این اتفاق حاصلِ ضربِ عامل بیرونی در عامل درونی است؛ دشمن بیرونی همچون مگسی است که بر زخم‌ها می‌نشیند و آسیب را تشدید می‌کند. ازاین‌رو، پیش از هر چیز باید به درمان زخم‌های داخلی پرداخت تا امکان سوءاستفاده کاهش یابد.

دکتر کرم‌اللهی این رخداد را نمونه‌ای از «جنگ ترکیبیِ تمام‌عیار» در عرصه‌های سخت، نیمه‌سخت و نرم دانست و افزود: در بُعد سخت، سازماندهی و هماهنگی هسته‌های عملیاتی بخشی از طراحی دشمن بوده است؛ جنگی که با محوریت موساد و با مشارکت ناتو دنبال شده است. در عرصه نرم نیز شبکه‌هایی چون اینستاگرام و تلگرام به ابزار مهندسی افکار عمومی تبدیل شده‌اند.

وی تصریح کرد: در کنار این تهدید بیرونی، زخم‌های مزمن داخلی همچون غلبه نگاه نئولیبرالی، آسیب‌دیدگی نظام مدرسه و دانشگاه، کندی حوزه‌های علمیه و اداری‌شدن مدیریت فرهنگی، زمینه بروز چنین رخدادهایی را فراهم کرده است. در این شرایط، عبور از این مرحله، علاوه بر هوشیاری امنیتی، نیازمند اصلاحی عمیق درونی و درمانی ریشه‌ای برای این زخم‌هاست.

از خودگریزی تا استعمار فکری: نقد ساختار دانشگاه و انقطاع آن از زیست‌جهان اجتماعی

دکتر سیدمحمدعلی غمامی؛ مدیر گروه مطالعات فرهنگی و ارتباطات
خلاصه بحث

دکتر غمامی مهم‌ترین آسیب فضای فکری و دانشگاهی کشور را «گریز از خود» دانست و تأکید کرد: در تحلیل مسائل مختلف، ما از قرار دادن خود به‌عنوان سوژه اصلی تحلیل طفره می‌رویم. به گفته وی، انسان دانشگاهی به‌جای نقد خویشتن، خود را در جایگاه تحلیل‌گر همه پدیده‌ها می‌نشاند و از بررسی درونی می‌گریزد؛ در حالی که به تعبیر حافظ باید «خودی از میان برخیزد».

وی با طرح مفهوم «اسرائیلِ درونِ انسان دانشگاهی» تصریح کرد: پیش از مواجهه با دشمن بیرونی، باید با دشمن درونی روبه‌رو شد. اشغال فطرت و ذهن انسان دانشگاهی، به‌مراتب خطرناک‌تر از اشغال سرزمین است و عبور از این وضعیت، مستلزم شکستن سیم‌خاردارهای خودساخته است.

غمامی، دانشگاه امروز را «زندان مدرن استعمار» توصیف کرد و گفت: استعمار با ایجاد ساختار دانشگاهی، قوه عاقله جامعه را در محوطه‌ای محصور کرده و آن را از زیست‌جهان واقعی مردم جدا ساخته است. این زندان، با پرستیژی کاذب، احساس رشد ایجاد می‌کند، اما در عمل دانشگاه را از جامعه منقطع می‌سازد.

وی تأکید کرد: دانشگاه نباید صرفاً محل اجتماع محققان باشد، بلکه باید «پایگاه اعزام محققان» به متن جامعه شود. او با اشاره به الگوی پژوهشی غرب و نمونه‌هایی مانند «یورومانیتور» افزود: در حالی که آنان محققان خود را برای مطالعه دقیق سبک زندگی ملت‌ها اعزام می‌کنند، تحلیل‌های ما اغلب کلی و دور از واقعیت زیسته است. راه برون‌رفت، آغاز خودشناسی دانشگاه و بازتعریف هویت و مأموریت آن است.

کنش کلامی، اعتراض و بحران معنا در تحولات اجتماعی معاصر

حجت‌الاسلام دکتر علی اصغر اسلامی‌تنها؛ عضو هیأت علمی گروه مطالعات فرهنگی و ارتباطات
خلاصه بحث

دکتر اسلامی‌تنها در ابتدا اظهار داشت: در تحلیل فتنه‌های مشابه، این پرسش بنیادین مطرح است که چرا چنین رخدادهایی شکل می‌گیرد؟ به گفته وی، چارچوب مناسب برای تحلیل این واقعه را می‌توان در «بیانیه گام دوم انقلاب» یافت. اگر انقلاب را به یک نماز دو رکعتی تشبیه کنیم، رکعت نخست انقلاب با قیام آغاز شد و رکعت دوم نیز نیازمند قیامی تازه است. برای عبور به مرحله‌ای بالاتر، حرکت انقلاب مستلزم ایستادگی و بازتولید روح قیام است.

وی در ادامه با نگاهی ارتباطی به مسئله اعتراض و اغتشاش پرداخت و گفت: در سنت‌های کلاسیک ارتباطی، به‌ویژه سنت رتوریک، اعتراض نوعی کنش کلامی و دیالوگ‌محور است که جایگزین خشونت می‌شود. پرسش کلیدی این است که چگونه یک فضای قابل گفت‌وگو به اغتشاش و خشونت تبدیل می‌شود؟ ریشه این مسئله را می‌توان در «تجهیز نشدن به کلمات» جست‌وجو کرد. کنشگر اجتماعی، اگر بخواهد عقلانی عمل کند، باید از واژگان عمیق و معنادار برخوردار باشد. ضعف در این حوزه، مسیر اعتراض را از گفت‌وگو به خشونت منحرف می‌کند.

دکتر اسلامی‌تنها تأکید کرد: نهادهای اصلی تولید و اشتراک معنا، خانواده و آموزش‌وپرورش هستند، نه صرفاً رسانه‌ها یا وزارتخانه‌هایی مانند فرهنگ یا ارتباطات. اگر والدین و معلمان نقش خود را در آموزش زبان زندگی و زبان علم به‌درستی ایفا کنند، جوانان از «قول خفیف» به «قول ثقیل» می‌رسند و در برابر التهاب‌های اجتماعی، رفتاری استوارتر و عقلانی‌تر از خود نشان خواهند داد.

زیست‌جهان رسانه‌ای و بازتعریف کنشگری نوجوانان در جامعه ایران

حجت‌الاسلام دکتر رضا ملایی

خلاصه بحث

دکتر ملایی با تمرکز بر «مطالعات جوانان» به تحلیل حضور نوجوانان در رخدادهای اخیر پرداخت و تأکید کرد: این پدیده را باید در چارچوب تحولات نسلی و فرهنگی فهم کرد، نه صرفاً از منظر روان‌شناختی یا امنیتی. به گفته وی، مطالعات اجتماعی ـ فرهنگی، از جمله پژوهش‌های دکتر محمدسعید ذکایی، نشان می‌دهد نوجوان امروز به‌مثابه یک #کنشگر_اجتماعی_فعال به صحنه بازگشته است؛ کنشگری که پیش‌تر نیز در مقاطع تاریخی دیگر تجربه شده بود.

وی این وضعیت را «بازگشت کنشگر» نامید و افزود: نوجوانان امروز در دو جریان متفاوت نقش‌آفرینی می‌کنند؛ بخشیمسو با قدرت جهانی و بخشی در مسیر مقاومت، هرچند این دسته دوم کمتر دیده می‌شود. به باور ملایی، نوجوانی در ایران به یک «ناجنبش اجتماعی مستمر» تبدیل شده است؛ ناجنبشی که لزوماً از ساختار کلاسیک جنبش‌ها برخوردار نیست، اما در حوزه‌هایی چون سبک زندگی، پوشش و فعالیت‌های مجازی بروز و ظهور دارد.

عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به کتاب‌های «نسل من» و «بازگشت کنشگر» تصریح کرد: مسئله اصلی نسل جدید، مطالبه «حق سوژه بودن» و «ابراز من» است. نوجوان ایرانی در زیست‌جهان رسانه‌ایِ جهانی‌شده رشد کرده و مرزهای ملی برای او کمرنگ‌تر شده است.

دکتر ملایی تأکید کرد: اگر به این «من»ها میدان ابراز داده نشود، کنشگری نوجوانان در قالب اعتراضات و ناجنبش‌های فرهنگی بروز خواهد یافت؛ چراکه میدان اصلی منازعه امروز، بیش از هر چیز، #میدان_فرهنگ است.

از دگرراهبرى تا نبرد نمادها؛ خوانشی فرهنگی از رخدادهای اخیر

حجت‌الاسلام علی بهبودی، دانشجوی دکتری فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم(ع)

خلاصه بحث

حجت‌الاسلام علی بهبودی، دانشجوی دکتری فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم(ع)، در تحلیلی از وقایع اخیر، سخنان خود را با طرح سه پرسش آغاز کرد: چرا این حوادث رخ داد؟ چگونه شکل گرفت؟ و پس از این چه باید کرد؟

وی در تبیین چرایی وقایع، با استناد به نظریه دیوید رایزمن درباره سه دوره «سنت‌راهبر»، «درون‌راهبر» و «دگرراهبر» گفت: ما در عصر دگرراهبر زندگی می‌کنیم؛ دوره‌ای که رسانه‌های جمعی و مصرف‌گرایی، انسان را دچار ازخودبیگانگی و تنهایی عمیق کرده‌اند. به گفته او، نوجوان امروز در انبوه جمعیت تنهاست و به فضای مجازی پناه برده است؛ فضایی که چارچوب اندیشیدن و کنش او را تعیین می‌کند.

حجت‌الاسلام بهبودی در تشریح چگونگی رخدادها، از دو بُعد سخت‌افزاری و نرم‌افزاری سخن گفت. در بُعد سخت، با نبردی شهری شامل تخریب، آتش‌سوزی و هدف‌گیری مراکز عمومی مواجه بودیم. در بُعد نرم، جنگ با نمادهای حیات ایرانی ـ از خانه و مسجد تا مراکز اقتصادی و درمانی ـ دنبال شد. وی کارفرمای اصلی این جنگ تمدنی را رژیم صهیونیستی دانست و افزود: پشتوانه ایدئولوژیک این رویکرد، اسطوره عمالقه در روایت‌های توراتیِ تحریف‌شده است که بر حذف کامل دشمن تأکید دارد.

او در پاسخ به پرسش سوم تأکید کرد: راه پیشِ‌رو، تقویت روحیه حماسی ایرانی ـ اسلامی از طریق بازخوانی استعاره‌های قرآنی و بهره‌گیری هنرمندانه از ظرفیت‌های حماسی شاهنامه است؛ اقدامی فرهنگی برای حفظ هویت و افزایش تاب‌آوری جامعه.

بازخوانی فتنه اخیر با تأکید بر سرگشتگی هویتی و شکاف گفت‌وگویی

دکتر سیدمهدی حسینی

خلاصه بحث

دکتر سید مهدی حسینی در تحلیل فتنه اخیر تأکید کرد: ورود زودهنگام درگیری‌ها به سطح بالای خشونت و جنگ شهری، عملاً برنامه طراحی‌شده دشمن را از مسیر اولیه خارج کرد و به مهار بحران انجامید. به گفته وی، اگر اغتشاشات چند روز دیگر بدون این مواجهه خشونت‌بار ادامه می‌یافت، کنترل شرایط به‌مراتب دشوارتر می‌شد.

او با اشاره به تجربه زیسته خود در دانشگاه‌های مختلف در سال‌های ۱۳۹۸، ۱۴۰۱ و ماه‌های اخیر گفت: فضای دانشگاه‌ها از ابتدای مهر امسال، نسبت به دوره‌های پیشین، سنگین‌تر و نگران‌کننده‌تر بود. پس از تشدید تحریم‌ها و ماجرای اسنپ‌بک، ناامیدی عمیقی حتی در میان دانشجویان متعهد مشاهده می‌شد و نشانه‌های حرکت جامعه به‌سوی نقطه بحران، کاملاً قابل پیش‌بینی بود.

دکتر حسینی هشدار داد: اگرچه درگیری‌های اخیر مهار شد، اما ریشه‌های بحران، از جمله سرگشتگی هویتی و فقدان معنا، همچنان پابرجاست و دشمن با شیوه‌ها و ابزارهای دیگر بازخواهد گشت.

وی یکی از معضلات اصلی را فقدان گفت‌وگوی اصیل برای نسل جوان دانست و با توصیف وضعیت «مسجد خسته، قهوه‌خانه بیدار» گفت: در حالی که قهوه‌خانه‌ها فضایی باز و در دسترس برای گفت‌وگو فراهم می‌کنند، مساجد اغلب محدود و کم‌جاذبه‌اند. به باور او، فاصله گرفتن نخبگان و اساتید از زیست واقعی مردم نیز این بحران را تشدید کرده است. راه‌حل این مسئله می‌تواند حضور فعال دانشگاهیان و حوزویان در متن جامعه و ارائه راه‌حل‌های عملیاتی برای ترمیم این گسست باشد.