728 x 90

دفاعیه رساله دکتری آقای مهدی سلطانی

عنوان رساله: بازخوانی انتقادی بازتاب مفهوم مدرن زمان در علم اجتماعی ماکس وبر از منظر حکمت متعالیه

چکیده
مفهوم زمان در سپهر اندیشه‌ای بشر، فراز و فرودهای زیادی به خود دیده است. فلسفه مدرن، معنا و مفهومی از زمان را ترسیم نموده است، کانت در جمع اندیشه‌ای – متافیزیکی دکارت و نیوتن، زمانِ ریاضی – فیزیکی را مطرح نمود. بعد از وی، هگل به‌واسطه التفات‌بخشی به آگاهی جمعی – روحی، زمان روحی را که واجد صیرورت مستمر است، اظهار کرد. نیچه نیز علوم روحی را به علوم فرهنگی متحول نمود. در همه امور فوق، مفهوم زمان، امکان تعین و تشخص امور را مهیا می‌سازد. ماهیت علم اجتماعی به‌مثابه علم، متأثر از مسائل فوق، تطوراتی را به خود دیده است که می‌توان آن را در فضای این علم در قرن هجدهم؛ یعنی کانت، قرن نوزدهم؛‌ یعنی هگل، و قرن بیستم؛ یعنی نیچه، دنبال کرد.
علم اجتماعی ماکس وبر در ذیل علم فرهنگ قرار دارد و به‌مثابه مجموعه‌ای از موضوع، روش و هدف، که موضوع آن مفهوم «واقعیت»‌ است؛ و به جای منطق استعلایی کانت؛ اما هم‌سو با ماهیتِ امر پیشینی آن، منطق تکوین را به عنوان روش، برای این علم مطرح می‌سازد. چنین موضوع و روشی، در ذیل مفهوم زمانِ کانتی یا هگلی قرار ندارد، هر چند که سطوحی از تأثیر را دارد.
حکمت متعالیه نیز به‌سان دیگر نظام‌های فلسفی، مفاهیم بنیادینی، از جمله مفهوم زمان، ترسیم می‌نماید. این نظام حکمی، انتقادی‌هایی را به فلسفه مدرن وارد می‌داند. بازخوانی انتقادی حکمت متعالیه از بازتاب مفهوم مدرن زمان در علم اجتماعی وبر، پرسش اصلی این رساله می‌باشد که رویکرد پژوهشی آن مبتنی بر روش‌شناسی بنیادین است که مسائل پیش رو را بر اساس روش تحلیلی – انتقادی مورد ارزیابی قرار می‌دهد.
نتایج این رساله بدین قرار است که روح سرمایه‌داری؛ یعنی لحظه حال، محصول زمانِ کانتی یا هگلی یا مارکسیستی نیست، بلکه به صورت ضرورت کافی،‌ معلول قرابت گزینشی امور در لحظه حال می‌باشد. حکمت متعالیه نیز ¬بر بنیان اصالت وجود، تشکیک وجود، هستی‌شناسی علم، نوع متوسط بودن انسان، اظهار می‌دارد که واقعیتِ اعتباری تحقق یافته در ذیل نوع اخیر، موضوع علم اجتماعی است؛ و سیر از نوع متوسط به نوع اخیر و نیز تحلیل چگونگی آن، جزء مسائل این علم می‌باشد. روح سرمایه‌داری نیز نتیجه تحقق نوع اخیر در لحظه حالِ انسان مدرن است که وجود، تشخص‌بخش آن بوده و زمان نیز اماره این تشخص می‌باشد.
کلیدواژگان: زمان، علم اجتماعی، ماکس وبر، حکمت متعالیه، بازخوانی انتقادی
Title:
Critical reading of the modern concept of time as reflected in Max Weber's social science from the viewpoint of
Transcendent philosophy

Supervisor:
Dr. Hamid Parsanya

Advisor:
Dr. Hamid Talebzadeh

By:
Mahdi Soltani
June 2018

ABSTRACT
In human being's thought, the meaning of Time has undergone many changes. Modern philosophy has presented a concept of Time. Bringing together thoughtfully-metaphysical ideas of Descartes and Newton, Kant presented the mathematical-physical Time model.  Due to paying attention to collective-spiritual consciousness, Hegel declared the spiritual Time that contains continuous becoming. Then, Nietzsche transformed the spiritual science to cultural science. In all the issues mentioned above, the concept of Time prepared the possibility of affairs determination and individuation. Nature of social science, as a knowledge, which is affected by the above issues, has changed which can be found in social science in 18th century as Kant, in 19th century as Hegel and in 20th century as Nietzsche.
Max Weber's social science belongs to cultural science and, can be considered as a collection of topics, method and purpose whose main topics is concept of real (Wirklichkeit). Instead of Kant's transcendental logic, but along with the nature of a priori, this science presents genesis logic as its method. Such matter and method, does not belong to Kant's or Hegel's Time, however take effects from them.
As like as other philosophical approaches, Transcendent philosophy expresses the fundamental concepts like Time. This wise approach criticizes the modern philosophy. Critical rereading of Transcendent philosophy from the perspective of modern concept of Time in Weber's social science is the main question in this thesis and manner of research based on fundamental methodology that evaluates the issue critical-analytical manner.
The findings revealed that the spiritual of capitalism, that is moment now, isn't the production of Kant's or Hegel's or Marxist's Time but as an adequate necessity, is the cause of matters elective affinities (Wahlverwandtschaften) in moment now. Also transcendent philosophy, which is based on primacy of existence, gradation of being, ontology of science and middle species of human beings, express that realized the constructed reality which has been realized in the lowest species of human being, is matter of this science. Movement of medium species to recent species and analysis of its modality is a component of this science's matters. Also the spiritual of capitalism is a result of realization recent species in moment of presence of modern man that its existence is individualized and the Time is also its indication of this individual.
Key words: Critical reading, concept of Time, Max Weber, social science, Transcendent Philosophy

 
 
امتیاز دهی
 
 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
متنی که در تصویر می بینید عینا تایپ نمایید
نظر
فصلنامهعلوم سیاسی فصلنامهتاریخ اسلام فصلنامهآیین حکمت فصلنامهفرهنگ پژوهش
خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |
Guest (PortalGuest)

دانشگاه باقرالعلوم (عليه السلام)
مجری سایت : شرکت سیگما